تاریخچه محله جوادیه

فرآیند ساخته شدن جوادیه پس از جنگ جهانی دوم آغاز گردید و جوادیه جزء اولین محله­ های مهاجرپذیر تهران بوده است. در واقع می­توان گفت احداث خط راه­ آهن توسط آلمانی ­ها و پس از آن ساخت انبار گندم (سیلو)، سازمان چای و انبار کالا زمینه را برای کارگرنشین شدن جوادیه محیا کرد. مهاجرانی که در جستجوی کار به تهران مهاجرت می­کردند با جذب شدن توسط صنایع تازه تاسیس تهران از جمله سیلو، کشتارگاه، راه‌آهن، چیت‌سازی، روغن نباتی و سازمان چای، قند و شکر و ... ، در جوادیه ساکن شدند.
زمین­ها توسط جواد فردانش به مهاجران بخشیده شد و همانطور که گفته شد محله به همت شخص فردانش آباد گشته و امکانات رفاهی آن نیز در حد نیاز تامین گردید. به دلیل نظارت شخص فردانش بر قطعه ­بندی املاک و خیابان­ کشی، محله جوادیه دارای معابر شطرنجی است که دسترسی های محلی را به خوبی تامین می­کرده است.
از آنجایی که اطراف جوادیه خالی از سکنه بوده بنابراین فاقد امنیت بوده و افراد برای حفظ امنیت خود و خانواده ­هایشان به صورت قومی و خویشاوندی در قسمت­های مختلف ساکن می­شدند تا مورد حمایت اقوام خود قرار گیرند. زمین­های جوادیه از شخص آقای فردانش خریداری می شدند و نحوه خیابان­ بندی و محدوده­های خانه­ ها توسط ایشان مشخص     می­گردید.
محل اسکان هر قومیتی بر مبنای شغل آنان مشخص شده بود برای مثال بسیاری از آق­ قلع ه­ای­ها در اداره قند و شکر مشغول به کار بودند و به همین دلیل اطراف اداره قند و شکر را برای اسکان خود برگزیده بودند. آق ­قلعه­ ای­ها در انتهای بیست متری جوادیه ساکن بودند و یکی از کوچه ­های این قسمت نیز به همین دلیل به نام آق­قلعه نام­گذاری شده بود. انتهای ده متری اول محل اسکان زنجانی ­ها و سرابی­ ها بوده است زیرا بسیاری از این افراد کارگران کشتارگاه بوده­ و به دلیل نزدیکی به محل کار این مکان را برای استقرار برگزیده بودند.

احداث بزرگراه نواب باعث شد تا قسمتی از جوادیه از آن جدا شود و در سمت غربی بزرگراه قرار گیرد. ساکنین این بخش هنوز هم خود را اهل جوادیه می­دانند. در این بخش از جوادیه سابق ساوه­ ای­ها و زرندی ­ها ساکن بودند و بیشترشان به کار در دامداری ­های موجود در آن­جا مشغول بودند. این قومیت مسجدی هم برای خود داشتند که محل تجمع­شان بوده.
پیش از انقلاب برای استخدام افراد شروری که کارهای غیرقانونی را انجام دهند به این مسجد مراجعه می­شده و افرادی از این قومیت­ها با عنوان "شرخر" معروف بوده­اند. البته امروزه دیگر چنین اموری در جوادیه وجود ندارد. در گذشته نزاع­های خیابانی جوادیه معروف بودند و خرده فرهنگ­های ناهنجاری که مبتنی بر قومیت و در برابر فرهنگ غالب شکل گرفته بودند در این محله نقش پررنگی داشتند. این خرده فرهنگ­ها اسباب شکل­ گیری نوعی هویت گروهی را برای افراد متعلق به آن فراهم می­ آورده است. قرار گرفتن در این خرده­ فرهنگ­ ها نوعی ابزار اعلام وجود فردی و جمعی و به عبارتی نوعی بیان خویشتنی است که در جاهای دیگر فرصت بروز و ظهور نمی­ یافتند.
محله جوادیه با نقش حاشیه­ای و همچنین بافت کارگر نشین و مهاجرپذیری که داشته از شآن اجتماعی بالایی در سلسله مراتب شهری برخوردار نبوده و همین موضوع بستری را فراهم کرده بود تا افراد خصوصا جوانان با قرار گرفتن در این خرده فرهنگ­ها به مقابله با جایگاه اجتماعی پائین­شان بپردازند. البته پس از انقلاب این خرده فرهنگ­ ها کاربرد خود را از دست داده و از بین رفتند. در واقع می­توان ادعا کرد که وقوع انقلاب و جنگ تحمیلی اسباب بروز تغییرات عمده­ای در جوادیه بودند.
همانطور که گفته شد بافت جوادیه کارگرنشین بوده و قومیت در آن نقش به­سزایی داشته است. برای مهاجران، تعلق به قومیتی خاص در شهری چون تهران مزایای بسیاری در بر داشته. قومیت و روابط خویشاوندی ابزاری بوده که افراد با اتکاء به آن خود را برای ورود به جامعه بزرگ و فرهنگ غالب آماده می­کردند. این موضوع سبب می­شده تا ضربات فرهنگی ناشی از برخورد فرهنگ­های نابرابر و غریب با یکدیگر، کاهش یابد. با این توضیحات می­توان درک کرد که به چه دلیل در محله­ای چون جوادیه که مهاجرپذیر بوده، قومیت امری مهم و تاثیرگذار به حساب می­آمده است.

جوادیه به تدریج رشد کرده است و بسیاری از خانه­ها توسط خود افراد ساخته می­شد و همه چیز صرفا در حد رفع نیاز بوده. تا قبل از انقلاب معابر جوادیه آسفالت نداشتند و با همان شن­ریزی که توسط فردانش انجام شده بود مورد استفاده قرار می­گرفتند.
پیش از انقلاب در کل محله جوادیه تنها دو مسجد وجود داشته که یکی از آنها مسجد فردانش بوده و دیگری مسجد انقلاب فعلی که در گذشته با نام سازنده آن یعنی حاج سعدالله شناخته می­شد. در عوض هر قومیتی برای خود هئیت داشته و هر فردی صرفا برای برگزاری مراسم به هیئت متعلق به قومیت خود مراجعه می­کرده.
بسیاری از این هیئت­ها در کنار اشتراک قومی دارای اشتراک خویشاوندی نیز بوده­اند. این هیئت­ها در منزل افراد و یا درون چادرها، مراسمات مذهبی را برگزار می­کردند. پس از انقلاب بسیاری از این هیئت­ها به حسینیه و یا مسجد تبدیل و برای آن­ها بنایی ساخته شد.
محله جوادیه پیش از انقلاب از حیث تقسیمات شهری متعلق به شهرداری منطقه هفت بوده. ساختمان شهرداری نیز در خیابان امام­یاری، کوچه شهرداری قرار داشت که بعد از انقلاب تغییر کاربری داد و در حال­حاضر به عنوان منزل مسکونی مورد استفاده است. کوچه شهرداری امروزه نیز با همین نام وجود دارد و تغییر نام نداده است.
پل قدیم جوادیه نیز به دست آلمان­ها ساخته شد و مسیر ارتباطی برای حمل و نقل کالا به حساب می­آمده است. پل جوادیه در گذشته مرکزیت داشته و بازارچه جوادیه نیز از نزدیکی پل فعالیت خود را آغاز کرد. به همین دلیل بخش پررونق بازارچه در گذشته حدفاصل بین سرپل جوادیه و ده متری اول بوده که به مرور زمان بازارچه تا بیست متری جوادیه گسترش یافته و امروزه مابین ده متری اول و بیست متری دارای رونق است. پل جوادیه و بازارچه از مکان­های خاطره­انگیز برای اهالی محله است.
در این مکان دو سینما با نام­های شیرین و توسکا وجود داشتند که پیش از انقلاب بسیار فعال بودند و پس از انقلاب مدتی غیرفعال بوده و دوباره آغاز به فعالیت کردند اما این موضوع چندان دوامی نداشت و ابتدا سینما شیرین و سپس سینما توسکا بسته شدند و در حال­حاضر به صورت مکان­های مخروبه رها شده­اند. همچنین چند قهوه­خانه نیز در این قسمت وجود داشته که برخی از آن­ها همچنان فعال­اند.
سرپل جوادیه نوعی پاتوق تفریحی اهالی جوادیه به حساب می­آمده است. این مرکزیت تفریحی و پاتوق بودن سرپل جوادیه به دلیل نزدیکی به راه­آهن و محل تقاطع خیابان­هایی که به کشتارگاه و قلعه­مرغی ختم می­شدند، بوده است. بسیاری از افرادی که خود را تهرانی و اهل جوادیه می­دانند، عنوان می­کنند که " بچه سرپل جوادیه" هستند.
در حال­حاضر سرپل جوادیه اهمیت و رونق سابق را ندارد که احداث پل جدید جوادیه یکی از دلایل اصلی آن است. پل قدیم جوادیه مدت­ها مورد استفاده نبوده و تقریبا یک ماهی است که دوباره مورد استفاده قرار گرفته و دسترسی محلی جوادیه را فراهم می­کند.

قالیشویی­های جوادیه یکی دیگر از مکان­های جذب کارگران بوده است. به گفته ساکنین قدیمی جوادیه صاحب بسیاری از این قالیشویی­ها یهودی بودند و تنها مالکیت یکی از این قالیشویی­ها از آن شخصی به نام حاج آقا یاسینی بوده است. امروزه تمامی قالیشویی­های موجود در جوادیه که بیشتر در خیابان­های بیست متری جوادیه و نهر فیروزآبادی قرار دارند، کاربردی نداشته و به صورت متروکه رها شده­اند. این قالیشویی­ها و دیگر کارخانه­های متروکه یکی از معضلات کنونی جوادیه به حساب می­آیند

یکی دیگر از مکان­های مهم و تاثیرگذار در گذشته جوادیه کشتارگاه بوده که کارگران بسیاری در آن مشغول به کار بوده­اند. کشتارگاه در میدان بهمن فعلی قرار داشت که در گذشته به نام کشتارگاه معروف بوده. کشتارگاه تا سال 1347 به صورت دستی و کاملا سنتی اداراه می­شد اما در مهرماه سال 1347 به صورت ماشینی و اتوماتیک درآمده و با عنوان " سازمان گوشت کشور" به کار خود ادامه داد.
در سال 1370 در راستای دور کردن فعالیت­های صنعتی مزاحم از مناطق مسکونی، کشتارگاه به خارج از تهران انتقال یافت و در محل کشتارگاه، اولین فرهنگسرای تهران با نام فرهنگسرای بهمن آغاز به کار نمود. همانطور که در این قسمت عنوان شد، محله جوادیه به واسطه وجود مراکز صنعتی و کارخانه­های مختلف در اطرافش بیشتر پذیرای کارگران این صنایع و کارخانه­ها بوده و از ابتدا بافت آن کارگرنشین بوده است.
بدیهی است که این موضوع اسباب تولید هویتی مبتنی بر کار را در جوادیه شکل دهد. تمام مکان­هایی که امروزه متروک و فاقد کارکرد هستند و اسباب آزار همسایگان خود به حساب می­آیند در گذشته نشانه­ای از کار و زندگی ساکنین جوادیه بوده­اند. این فعالیت­های صنعتی که در حال حاضر مزاحم به حساب می­آیند در گذشته هویت کارگری جوادیه را شکل می­دادند و تعلق به هر کدام از این کارخانه­ها و صنایع باعث می­شده تا هر فرد به همراه خانواده­اش جایگاه ویژه­ای در محله داشته باشد.

در مجموع محله جوادیه با تاریخچه­ای نسبتا طولانی و تغییرات بسیاری که در طول عمر خود شاهد آن بوده، محله­ای زنده و پویاست که ساکنین آن دارای تعلق محلی بالایی هستند و حتی در صورت ترک این محل برای برگزاری برخی مراسمات به جوادیه باز می­ گردند. بسیاری از ساکنین قدیمی جوادیه اعم از سالخوردگان و جوانان ترجیح می­دهند که در همین محله زندگی کنند. برخی از افراد نیز با عضویت در نهادهای مردمی و فعالیت جهت بالا بردن سطح زندگی در جوادیه تلاش می­ کنند تا در همین محله باقی بمانند و کیفیت زندگی خود و دیگران را نیز بهبود بخشند. همین موضوع پتانسیل مثبتی برای نوسازی و بهسازی محله جوادیه به حساب می­آید.
وضعیت اجتماعی

وضعیت معیشتی مردم جوادیه متوسط است. همانند نازی آباد، خانی آباد و بیشتر محله‌های جنوب شهر تهران بسیاری از ساکنان این محله را آذری‌ها تشکیل می‌دهند.

در این محله تعداد زیادی از مهاجرین افغانستانی نیز زندگی می‌کنند که بیشترشان به فروش میوه و تره بار بوسیله اتوریکشا اشتغال دارند.

جوادیه مشاهیر ادبی چون عمران صلاحی داشته است همچنین نوابغی در موسیقی پاپ ایران چون سعید دبیری و رسول شکاری در این محله بوده ند.محله جوادیه منطقه‌ای جرم خیز است. اخبار رسانه‌های ایران گواه این است که همواره کلانتری 117 جوادیه درگیر پرونده‌های جنایی زیادی بوده‌است که در این منطقه صورت گرفته

 
درود آسمانیان بر جواد فردانش

جواد فردانش آنچه را برای ساختن محله جوادیه (جوادیه هم اکنون ناحیه یک منطقه 16 است) بخشی از ثروتش بود که بخشید.
تمامی فرزندانش مدارج عالی دارند و اغلب در خارج از ایران زندگی میکنند.
جواد فردانش آنقدر بخشید که سالهای آخر عمرش را در خانه سالمندان گذراند که مخارجش را فرزندانش تامین میکردند و از آن همه ثروت هیچ برایش نماند تا در دوران پیری بتواند مخارجش را تامین کند.