با عرض سلام خدمت اهالی محترم محله جوادیه 

اگر در مورد شهدای جوادیه اطلاعاتی از قبیل عکس ، زندگی نامه ، وصیت نامه ، خاطرات ، دلنوشته و دیگر اطلاعات  را دردست دارید به این وبلاگ کمک کنید و اطلاعات خود را در اختیار سایت ما قرار دهید تا با نام خودتان این اطلاعات ثبت گردد و در  ثواب و  اجر معنوی شریک باشید  و  نگذارید شهدای محله ی ما به دست فراموشی سپرده شوند منتظر حضور گرم و صمیمی شما هستیم .

لطفا اطلاعات خود را در نظرات این پست قرار دهید و شماره تماس خود را بگذارید تا با شما در صورت نیاز تماس بگیریم .

 

هر هفته وصیت نامه 1شهید بزرگوار محله و زندگی شهید بزرگوار بررسی می گردد وانتشار می یابد باشد که شهدا شفیع ما باباشند

 

 

http://s3.picofile.com/file/7405064943/12.gif 

متن کامل وصیت نامه سردار بسیج ، پاسدار شهید برادار صادق مهدی پور

متن کامل وصیت نامه سردار بسیج ، پاسدار شهید برادار صادق مهدی پور

یکی از شهدای پر افتخار محله ی جوادیه

 

بسم رب الشهدا والصدیقین

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایها الذین آمنو هل اذلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم تومنون بالله و رسوله و تجاهدوا فی سبیل الله

قرآن کریم ( سوره صف)

سلام بر انبیا وائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین بالاخص خاتم الانبیاء واشرف المرسلین حضرت محمد بن عبدالله (ص) و فرزند منتظرش حضرت خاتم الاوصیاء امام مهدی( عج) و فرزند برومند و نائب بر حقش امام خمینی ادام الله عزتهم .

درود به روان پاک شهدای اسلام از بدر تا والفجر مخصوصا شهدای کربلای امام حسین، کربلای سرچشمه مظلوم آیة الله دکتر بهشتی، شهدای بزرگ محراب و شهدای کربلای خونین ایران جنگ تحمیلی استکبار جهانی بر نهضت اسلامی.

اکنون که جسارت نموده می خواهم وصیت نامه ای بنویسم در خودم اصلا لیاقت شهادت را نمی بینم، اما از رحمت واسعه حضرت حق عزوجل غافل نبوده و بدان امید فراوان دارم." خیلی وقت است که دلم می خواهد پرواز کنم و سبکبال باروی خونین معشوقم را زیارت کنم اما سنگینی گناهانم لنگری است که از پرواز مرغ روحم بسوی لقاء رب العالمین جلوگیری نموده است. و جلوگیری می نماید. به هر حال اگر توفیقی نصیب گردید و توانستم از علائق دنیوی و  نفسانی و از زندان جسم بریده به سوی حق پرواز نمایم، یقینا به فوز عظیم رسیده ام لذا توجه عزیزان را به چند مسئله جلب می کنم .

1 – انگیزه من برای آمدن به جبهه لبیک به فرمان حضرت امام خمینی است  حتی الامکان سعی نموده ام که چیزی جز اطاعت از ولایت فقیه و انجام تکلیف شرعی نباشد ان شاالله .

چرا که پیروی از ولایت فقیه و حضرت امام خمینی همانا پیروی از دین پیغمبر اکرم(ص) و لبیک گفتن براین ندا ،لبیک به ندای هل من ناصر ینصرنی و هل من معین یعیننی امام حسین (ع) است.

2 – این حقیر وابستگی به هیچ حزب و گروه و جریانی ندارم و خط حضرت امام خمینی را یگانه راه رستگاری و پررنگ ترین وصحیح ترین خط اسلام راستین میدانم واین حقیر مانند همه شهدای بزرگوار انقلاب اسلامی (که شرمنده آنها بوده و  از آنها خیلی کوچکترم) پیروی از امام امت را پیروی از حضرت ولی عصر صاحب الزمان(عج) میدانم .

3 – به دشمنان داخلی وخارجی بگوئید مشکلات طبیعی جنگ انقلاب اسلامی که مسبب آن شما هستید نمی تواند سد راه انقلاب عظیم اسلامی گردد و تحمل این مشکلات برای عاشقان خمینی قربه الی الله و خالصا لله شیرین و گواراست و هیچ گاه نخواهید توانست با این مشکلات وتوطئه ها انقلاب اسلامی و را به زانو در آورد، چرا که انقلاب راه خودش را پیدا کرده و ان شاالله رزمندگان اسلام برهبری امام و پشتیبانی امت اسلامی با توکل به حضرت حق عزوجل می روند تا فتح کربلا و قدس و برزیر کشیدن شاهان مرتجع از تخت ستم زمینه را برای ظهور حضرت مهدی (عج) فراهم و به سیطره ظالمان برای همیشه پایان داده و تاروپود آنان را در هم نورند.

4 – به ملت عزیز عرض می کنم که با جهاد و کوشش اطاعت از امام، راه شهیدان را ادامه دهند و بدانند که امروز حساسترین مقطع از تاریخ اسلام در شرف تعیین است و اگر خدای ناکرده نتوانند این امانت الهی ( انقلاب اسلامی و ولایت فقیه ) را حفظ نمایند و اگر سنگ اندازی از طریق مسائل اقتصادی ، مادی و شایعه پراکنی توسط آنها بر علیه انقلاب باشد به بلائی دچار می شوند که دیگر پشیمانی سودی ندارد. لذا است که ارزشهای والای انقلاب اسلامی را ارج نهند و قدر بدانند و هرچه سریعتر به امام خمینی بپیوندند ( اگر تا کنون توفیق این را نداشته اند) و همه دست در دست هم به سوی حکومت واحد جهانی حرکت نمایند که ضامن سعادت دنیا و آخرت می باشد.

5 – جوانان دیگر از سرکوچه ها و از لاابالی گری دست کشیده و بدانند که هیچوقت بی خیالان و حیوانهای انسان نمائی که مطیع نفس و شهوت خویشند واوقات خود را به بطالت می گذارنند ، با جوانانی که در سخت ترین شرایط گرما و سرما را تحمل می کنند و در راه حق از عزیزترین هستی خود یعنی (جان) می گذرند، برابر نیستند، راستی خجالت دارد و بی غیرتی است در محله هایی که مزین بنام شهدای انقلاب است این مسائل مشاهده شود.

6- همه مخصوصا دوستان حزل اللهی بدانند که به فرموده امام "عالم محضر خداست" و اکنون کم کاری و سستی و نفسانی عمل نمودن که تشکیلات اسلامی و کلا محتوی اسلام را از بین می برد گناهی نابخشودنی است که از هیچ کس پذیرفته نیست.

7- پدر و مادر رنجیده ام نمی دانم، با چه روئی با شما سخن بگویم، خیلی از شما شرمنده ام. اما بدانید که من در راه خدا می روم و ذخیزه شما هستم، شما خوشبختی مرا می خواستید و من خوشبخت شدم. همه انسانها می میرند. اما چقدر زیباست که انسان در راه هدفی مقدس جان خویش را فدا نماید. هر وقت دلتان گرفت بیاد خانواده هایی بیفتید که چندین شهید داده و روح خود را با یاد خدا و توکل به خدا تسکین دهید. ان شاالله شما را در قیامت زیارت می کنم .

مادرم شما هم خوشحال باش که پیش حضرت زهرا (س) سربلند هستی ان شاالله

از همه دوستان و آشنایان و فامیلها التماس دعا برای امام و رزمندگان دارم و می خواهم که مرا حلال نمایند .

" حسین حسین شعار ماست                          شهادت افتخار ماست "

بامید پیروزی نهائی انقلاب اسلامی و اتصال آن به نهضت جهانی امام مهدی(عج)

1-   کنار ساک مبلغ 5000ریال واندی پول است که مربوط به 15 نفر اعزامی از سجادیه می باشد.

2-   کتابخانه شخصی این حقیر اگر برای بهرام و بهمن قابل استفاده نیست به کتابخانه سجادیه تحویل نمائید و در غیر اینصورت حتما از آن استفاده شود.

3-   مدت یکسال نماز قضا و یکماه روزه قضا دارم که ان شاالله انجام دهید.

4-   از تمام دوستان و آشنایان در خواست دارم که اگر حسابی از نظر مادی و معنوی دارند به خانواده ام مراجعه و حساب نمایند و در غیر اینصورت حلالم نمایند .

5-   دفترچه یادداشت و برخی یادداشتهایم را می توانید درصورت تمایل انتشار دهید.

تاریخ 16/5/62

ضمیمه وصیت نامه ام گردد تاریخ 9/7/62

1-   یکماه نماز قضا برای بردار شهید غلام بهشتی دارم انشا الله بجای آورید . علاوه برمقدار نماز و روزه ای که برای خودم در وصیت نامه قید کرده ام .

2-   از تمام کسانی که مرا می شناسند ( حتی المقدور) حلالیت بطلبید .

3-   مبلغ 50000 ریال بعنوان مظالم از طرف این حقیر بپردازید .

4-   این حقیر به هیچ عنوان وابستگی گروهی ندارم و نداشته ام و ان شاالله امیدوارم که خداوند این شهادت را خالصانه بپذیرد .

5-   تمام کسانی که غیبت این حقیر را نموده اند همه را می بخشم و امیدوارم همه نیز این حقیر را ببخشند .

6-   امام را تنها نگذارید و رزمندگان را یاری کنید .

خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدی ( عج) خمینی را نگهدار .

بامید فتح کربلا – حزب الله

امضا – صادق مهدی پور  وصیت نامه اصلی

 

مروری بر زندگی شهید صادق مهدیپور

بسم رب الشهدا و الصدیقین

یکی از شهدای پر افتخار محله ی جوادیه

و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله روف بالعباد

بقره ( 203)

( و از مردمان کسی هست که می فروشد جانش را از برای رضای خدا و خدا مهربان است به بندگان )

هنوز داغ فقدان تک سواران والفجر ( مقدماتی، 2،1) در دلمان و خاطر فراغشان در سرمان بود که در سوگ عزیزی و عاشقی دیگر از مجاهدان انقلاب اسلامیمان گریستیم، عارف جوانی که آرزو داشت تا شنهای صحراهای کربلای ایران کفنش و خون سرخ آب غسلش باشد. برادری که مصاف با دشمن در زیر سایه سلاح نهایت آرزویش بود و مرگ همچون اشعه خورشید بامدادی در ذهنش سوسو میزد او مرگ را آغاز بیداری و زندگی و پیوستن به دیار نور و معبودش را فریضه و ریخته شدن خون خود را وسیله تقرب و نزدیکی به مقصود خویش می دانست.

آن هنگام که یاران تزویر قصد حکومت برامت مظلوم را داشتند و چهره زشت خودپرستان را با صبوری مظلومان می آراستند، هنگامی که دیارمان پر ازشهید و شهادت بود و از همه جا خون می جوشید او می سوخت و می ساخت و می گفت باید امام را مقلد و پیرو بود و صبوری پیشه کرد. آری این عارف و مخلص رب کسی نبود جز برادر صادق مهدیپور.

شهید صادق مهدی پور در سال 1342 در تهران چشم به جهان گشود و از همان اوان تولد در خانواده ای مذهبی پرورش یافت و بعد از گذراندن مراحل ابتدایی رشد و جهت تحصیل وارد دوره دبستان شد و درهمین سن و سال نسبت به علاقه ای که جهت فراگیری قرآن واصول عقاید داشت، با شرکت در این کلاس ها می خواست که ضمیر تشنه خود را سیراب نماید. و در همان اوایل شرکت در کلاسها جز بهترین شاگردهای کلاس قرآن و اصول عقاید قرار گرفت.

و در همین سالها نسبت به علاقه ای که به مسجد و نماز جماعت داشت در نماز و برنامه های مسجد سجادیه شرکت می جست، ودر همین حین وارد مرحله راهنمایی شد و در این دوره بود که ادامه و استمرار یادگیری دروس دینی در رابطه با مساجدی که این نهاد تشنه او را سیراب می نمود قرار گرفت بخصوص در رابطه با برنامه های تابستانی و اردوهای مساجد.

بعد از ورود به دوره دبیرستان و بالاتر رفتن سطح فکرش و علاقه اشت در رابطه با فعالیتهای محافل و مجالس قرار گرفت. تا اینکه مراحل اولیه انقلاب اسلامی و تظاهرات مردم آغاز شد. فعالانه در این تظاهرات که بر علیه رژیم شاه برگزار می شد شرکت می کرد و درسطح دبیرستان یکی از گردانندگان تظاهرات دانش آموزان بود با اوج گیری انقلاب شکوهمند اسلامی فعالانه وبا شور هر چه بیشتر در جریانات قرار گرفت و با پخش تکثیر اعلامیه های امام نقش موثری در پیروزی انقلاب اسلامی در محله جوادیه ایفا نمود و با ورود امام امت و با عشق و علاقه ای که نسبت به ایشان داشت مانند پروانه ای که بدور شمع بچرخد این چنین نسبت به امام عشق می ورزید، بعد از پیروزی انقلاب خونبار اسلامی ایران در رابطه با فعالیتهای دبیرستان قرار گرفت و با دستان خود پایه های اولیه تشکیلات انجمن اسلامی در دبیرستان را بنا نهادند و جز یکی از مهره های مهم واساسی این تشکیلات شد ، و در زمینه های فرهنگی – تبلیغاتی و عقیدتی در سطح مدرسه فعالیت می نمود. بعد از پیام تاریخی امام در رابطه با تشکیل بسیج مستضعفان در سال 58 با عشق و علاقه ای که به مساجد و فعالیت در آنها داشت و با خلوص نیت و با ذوق و استعدادی که در ضمیر اوشعله می کشید و با وسیله ای می خواست که این ذوق را سیراب نماید، بسیج مسجد سجادیه را تشکیل و طولی نکشید بخاطر خلوص وتقوایی که مسئولین سپاه در او می دیدند به او پیشنهاد مسئولیت بسیج ناحیه را نمودند و او نسبت بوظیفه اسلامی که در خود می دید، این مسولیت را پذیرفت و بعد از مدتی با توکل به خدا توانست تشکیلات بسیج ناحیه جوادیه را در روندی منظم و اسلامی قرار دهد و در سطح مساجد محله، پایگاههای بیشتری ایجاد نماید.

با شروع جنگ تحمیلی و با فعالیت های مفید و مستمری که در پشت جبهه می نمود ولی نتوانست دوام بیاورد وعاشقانه بی ریا و با دنیایی از خلوص و تقوی به سوی خاکهای خونین جنوب حرکت کرد تا در این میدان انسان سازی نفسش را تزکیه نماید و بر تقوایش بیفزاید. در اولین اعزام خود با دوستانش درعملیات بیت المقدس ( فتح خرمشهر) شرکت نمود و بعد از پیروزی رزمندگان که عاشقانه این شیران روز و زاهدان شب به پیش تاختند و مهر ذلت را بر پیشانی غاصبان تاریخ زدند و بعد از این عملیات بازگشت و باز در سنگر بسیج شروع به ادامه خدمت نمود و زحمات فراوانی در هماهنگی برنامه های بسیج در سطح ناحیه جوادیه متحمل شد، ولی این پرستوی عاشق را یارای ماندن نیست و همیشه با خود می گفت باید رفت، آنجا کارخانه آدم سازی آنجا محل بی ریائی است، آنجا محل زهد و تقواست و باید عزم رفتن کرد باید رفت و جان به جانان تسلیم نمود، ما که در کام مرگ فرو خواهیم رفت، پس چه بهتر که این مرگ و این رفتن سرخ و خونین و در راه معبود و مقصود باشد، آری دوباره به جبهه های نور علیه ظلمت راهی شد و در عملیات افتخار آفرین والفجر مقدماتی شرکت نمود واز ناحیه چشم مجروح گشت همسنگرانش بازگو می نمودند که چه بی ریا و زاهدانه در شبها دست به دعا و مناجات با معبود خویش برمی داشت و روز همچو شیری خروشان بود. او دوباره بعد از مدتی خدمت در بسیج و مساجد، بسبب روح سرکش و ملکوتی و عاشق و عارفش نتوانست در این محیط بماند و باید میرفت و از خانه و کاشانه خویش می برید و دنیای مادی را به معنویت آخرت می فروخت و جان خویش را با خدای خویش معامله می نمود .

و در نهایت با شرکت در عملیات والفجر 4 عاشقانه و زاهدانه همچو رهبرش حسین وار با لبها تشنه بسوی معبود شتافت و روح بلندش عارفانه بسوی معبود پرواز نمود و به دیار دوست شتافت واز زندان دنیا برید و به بهشت آخرت رسید .

خداحافظ ، خداحافظ عزیزان                     به یاد عشق و یاد آشنایی

   نگارید اینگونه بر این عارف عابد                  که تبار نامه  خونین این قبیله کجاست

          تا برکرانه آن شهیدی بیفزایند                             پیوسته راهش راهنمای راهمان و یاد                 

"یادمان باد "

"والسلام علیکم و الرحمة و برکاته

صوت/مداحی حاج رضا پور احمد در یادواره شهدای محله جوادیه

مداحی حاج رضا پور احمد در یادواره شهدای محله جوادیه

 

Download Embed 

باهمکاری وکمک مسول سایت حماسه سازان